تبليغاتX
DON'T GIVE UP YOUR DREAMS

DON'T GIVE UP YOUR DREAMS

I AM WHAT I AM*

هیچ!




نگران من نباش!

بهتر از این نمی شوم،

دیگر هیچ وقت بهتر از این
نمی شوم

لیلا کردبچه
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 22:42  توسط نادیا .ت  | 

انار...

این روزا منم و یه دونه انار

هوس دوست که میکنم چارش یه زنگ و لیوان آب انار سرخ ملس

جوشی که میشم طفلک انقدر میگرمش به مشت و چک و آخرش یه قلپ آب لمبوی خنک

گاهی که پر حرفم ...میاد روبه روم  و دونه دونه شون میکنم و بعد صدای قهقه و طعم اشکاش تو دهنم

عالی نیست؟؟
و...خوب بود این مردم مث انار دانه دلشان پیدا بود  

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 0:25  توسط نادیا .ت  | 

هوس نوشتنم بعد گم شدن دفتر آبیه رو به زوال رفت....چی شد نمیدونم؟ضربه بزرگی بود

حرف خاصی ندارم

با خودم قهرم فهمیدم چه قدر احمق بودم و نمیفهمم چقدر احمق هستم و زندگی بازی مسخره ایه



پ.ن:

ساره ه ه فرشته ای بود و نمیدانستم
+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 1:12  توسط نادیا .ت  | 

بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شكر آيد

همه چي قاطيه...از خودم متنفرم.احساس تنهايي غريبي ميكنم ترجيح ميدم سكوت كنم تا تو حاشيه باشم

گاهي هر هر به روزگار ميخندم گاهي بغضم ميگيره.و وقتي ميپرسند چرا؟نميدونم چي بگم........

فعلا دارم سر ميكنم با داريوش و صادقي و عصار....

اوه راستي يه كتاب دارم ميخونم به اسم "در جست وجوي زمان از دست رفته" خيلي ثقيله اونم با اين احوال پريشان من

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: امروز با شهريار بودم شعراش معركه ست

از زندگاني ام گله دارد جواني ام

                                           شرمنده جواني از اين زندگاني ام


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 11:10  توسط نادیا .ت  | 

عجب روزاییه........................

سلام بعد مدت ها....

خوبم دیگه ملالی نیست یه دونه خبر دارم براتون که دارم بزرگ میشم بعضی چیزا که کنترلش از دستم خارج شده بود تو دستمن با خودم دوسترم با خدا هم آشتی......

مینویسم اما یکم خودمونی

گاهی با ابرا و شاید به اندازه اونا دلم میگیره گاهی هم با این گنجشکا میزنم به آواز خلاصه از موجودیتم لذت میبرم

==============================================================

گاهی گمان نمیکنی و میشود
گاهی نمیشود که نمیشود
گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود...


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 13:18  توسط نادیا .ت  |